پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
سرویس تاریخ «انتخاب»: کتاب ماموریت آمریکاییها در ایران اثر آرتور میلسپو ترجمۀ حسین ابوترابیان در سال ۱۳۵۶ است.
آرتور میلسپو متولد مارس ۱۸۸۳ در روستایی در میشیگان، حقوقدان و کارشناس مالی آمریکایی که در سالهای ۱۹۲۲-۱۹۲۷ و ۱۹۴۲-۱۹۴۵ برای اصلاح مالیه به استخدام دولت ایران درآمد. او دانش آموخته (دکترای) دانشگاه جانز هاپکینز و (کارشناسی ارشد) دانشگاه ایلینوی بود.
در اواسط تابستان ١٩٤٤ سفیر امریکا پیشنهاد کرد که سیاست دلجوئی را به نحو مؤثر و محسوس بمرحله اجرا درآورد. من مسئله همکارم را که شورویها از تبریز اخراج کرده بودند مطرح کردم. به این شخص دستور داده بودم ضمن اینکه ما در تهران مشغول اقدام برای تمدید پروانه او هستیم، او در تبریز بماند. سفارت امریکا پس از مذاکره با نمایندگان شوروی و بدون مشورت با من به کنسول آمریکا در تبریز تلگراف زد که به همکارم بگویند بمنظور حفظ مناسبات دوستانه با شوروی او باید برای تمدید پروانه اش به تهران برگردد. این شخص بازگشت و نتیجه این شد که کمکی که من از سفارت امریکا خواسته بودم شورویها دریافت کردند.
وظیفه امریکائیان در ایران همانند سایر مسائل منطقه ای که به روسها مربوط می شد، بواسطه سازشکاری و سیاست دلجوئی دولت ما در قبال روسیه در زمان جنگ و ناهم آهنگی و نوساناتی که از نظر روسها دور نمی ماند دو برابر می شد. در جریان روابط امریکائیان با روسها در سالهای خطیر جنگ، دولت ایالات متحد در تماسهای رسمی خود با دولت شوروی دو نکته را در نظر داشت: روابط سیاسی عادی و همکاری نظامی. همانطور که گفتم دولتهای ما هیچ گاه این دو نکته را در یک اتحاد پویا در کنار هم قرار ندادند. حتى وقتى وزارت خارجه به صورت ظاهر این سیاست را در پیش گرفت و تلاشهائی در این راه به عمل آورد، گوئی هیچ اقدام موثری برای اینکه فرماندهی خلیج فارس را در جریان قرار دهد صورت نداد. اگر به این مسئله مهم به نحو صحیح توجه شده و دستورالعمل دقیق داده شده بود، احتمال داشت تأثیر آن بر شورویها بیش از یک اعتراض خشک و خالی سفارت آمریکا باشد. ارتش طبعاً بدون دستور العمل خاص و دقیق فقط به انجام وظایف نظامی خود می پرداخت، بدون تزویر و ریا به شورویها خدمت میکرد و خارج از حوزه نظامی و عملیات مربوط به آن چیزی از آنها نمیخواست.
سیاست دلجوئی آمریکا در سالهای ١٩٤٣ و ١٩٤٤ و ١٩٤٥ می بایست شورویها را نسبت به ضعف ما مطمئن ساخته و بنابراین تشویق کرده باشد که نقشه هایشان را دنبال کنند. با گذشت زمان عملیات مؤثرتر از جانب ما روز به روز دشوارتر میشد. وقتی در نوامبر ١٩٤٥ دولت امریکا دستور تخلیه نیروهایش از ایران را قبل از اول ژانویه ١٩٤٦ صادر کرد، هر چند شورویها وعده اقدام مشابهی را ندادند رهبران مسکو یک نشانه دیگر ضعف و گریز از دردسر را از جانب ما مشاهده کردند. سرانجام جیمز برنز وزیر خارجه در نطقی که در ۲۸ فوریه ١٩٤٦ در باشگاه روزنامه نگاران خارجی ایراد کرد، به این گونه مسائل پرداخت ولی دیگر کار از کار گذشته بود. وقتی متجاوز از جا میکند دیگر منطق و سخنرانی نمیتواند مانع او شود. این تفسیر در سخنرانی پرزیدنت ترومن در روز ارتش آشکار است که در ۶ آوریل ١٩٤٦ در شیکاگو ایراد کرد. در صفحات بعد به بعضی از نکات جالب این سخنرانی مراجعه خواهد شد.